X
تبلیغات
رایتل

وقایع نگاری نارنیا

هرگاه در نارنیا شاه یا ملکه شوید‌،تا ابد شاه یا ملکه خواهید ماند.

درباره من
دانشجوی رشته ی شیمی کاربردی دانشگاه آزاد تهران مرکز (دانشکده علوم پایه)
آرشیو

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت: 13:33
اینم عکسای بچگی های چهار تا شاه و ملکه

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت: 20:59

 از بهترین صحنه های وقایع نگاری نارنیا:شاهزاده کاسپین




نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت: 17:00
خنجر ملکه لوسی


نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 1 مرداد 1394 ساعت: 16:11

امضاء بنجامین بارنز و جورجیا هنلی


نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 1 مرداد 1394 ساعت: 16:10




نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: چهارشنبه 31 تیر 1394 ساعت: 15:31

از شیر،کمد و جادوگر تا سفر با کشتی سپیده پیما




نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: سه‌شنبه 30 تیر 1394 ساعت: 19:16

شاهزاده کاسپین داره کتاب شاهزاده کاسپین رو می خونه؟؟


نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: سه‌شنبه 30 تیر 1394 ساعت: 19:15

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: یکشنبه 28 تیر 1394 ساعت: 21:58
اینم بعضی از صحنه های نارنیا ۳




نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: جمعه 26 تیر 1394 ساعت: 13:07

بازی در نقش اصلی «وقایع نگاری نارنیا: شاهزاده کاسپین»، محصول دیزنی، قاعدتا برای بن بارنز تازه کار چالش بزرگی بوده است. این نقش خیلی از نقش قبلی اش در سکانس ابتدای اقتباس متیو وان از رمان «استارداست» بزرگ تر است. کامینگ سون و شماری از روزنامه نگاران این فرصت را به دست آوردند که در روز دوم بازدیدشان از «آستی» در جمهوری چک –یکی از لوکیشن های فیلم با بن بارنز صحبت کنند و حسابی او را در مورد بزرگی نقشش در فیلم نارنیا سوال پیچ کنند. آنچه در پی می آید گزیده ای است از گفته های بارنز. هنوز عادت به نقشم نکرده ام. اما از نظر ابعاد کار می توانم بگویم که شبیه کار قبلی ام است.


کمربندت را درست ببند


در فیلم قبلی باید صحنه ای را در یک قلعه بازی می کردم. وقتی وارد قلعه در انگلستان شدم دهانم باز ماند. همین حالت هنگامی به من دست داد که وارد قلعه میراز در پراگ شدم. حضورم در فیلم هم خیلی سریع اتفاق افتاد. اصلا درباره آن نشنیده بودم. تا اینکه برای دیدن بازی من آمدند. از آن موقع تا لحظه سپردن نقش به من تنها دو هفته و نیم طول کشید. وقتی به نیوزیلند رسیدم، از هواپیما پیاده شدم و ۲۰ دقیقه بعد سوار اسب بودم و مشغول تمرین سوارکاری زیر نظر مربی های اسپانیایی. تنها چند هفته برای آماده شدن وقت داشتم. آلن پاپلتون تمام حرکات هنگام مبارزات را طراحی می کرد. قبلا سابقه سوارکاری نداشتم. البته با شخصیت ها آشنا بودم. خوب خاطرم هست که مجموعه تهیه شده توسط بی بی سی را تماشا می کردم که در آن سم وست (Sam West) ایفای نقش می کرد. به محض اینکه متن را در دست گرفتم یاد صحنه های آغازین سریال و موسیقی و تیتراژ آن که نقشه نارنیا را نشان می داد، شدم. بعد به قفسه کتاب هایم سر زدم و نسخه شاهزاده کاسپین را پیدا کردم که مال سال ۱۹۸۹ بود. من آن موقع هشت ساله بودم.




رابطه من با بقیه بازیگران هم خیلی جالب شکل گرفت. در فیلم قرار است که دو طرف ماجرا به هم روی خوش نشان ندهند. بنابراین خود به خود برای چنین حالتی آماده بودیم. همیشه روی صحنه یه جور طعنه اندازی خیلی ملایم بین ما در جریان بود که با نقش هایمان هم جور در می آمد. آنها خیلی از من آماده تر بودند. چون از قبل قرار بود که شخصیت جدیدی اضافه شود. اولین صحنه ای که با بازی من فیلمبرداری شد، صحنه ای بود که در آن بعد از اینکه از اسب افتادم، به پشت روی زمین جنگل و از بین برگ ها و درختان کشیده می شوم. اندرو (ادامسون-کارگردان)واقعا در مورد نظراتش با من مشورت می کند. همه از او خوب می گویند. واقعا شخصیت فوق العاده ای است. در مورد هر چیزی که فکر می کنید یا هر چیزی که مجسم می کنید او قبلا در موردش فکر کرده است. خیلی تشویق می کند و خیلی به جزئیات می پردازد. سر صحنه فیلمبرداری یکی از نبردها که چیزی نزدیک به ۱۰۰ نفر سیاهی لشکر حضور داشتند، پیش من آمد و گفت «کمربندت را روی سوراخ چهارم محکم کرده ای باید روی سومی ببندی!» اغلب از جایش بلند می شود و مانیتورها را ترک می کند و می آید درست پشت دوربین و تماشا می کند. همیشه می خواهد از درآمدن حس مورد نظرش مطمئن شود.




چند روز اول فیلمبرداری خیلی مضطرب بودم. اما دارم عادت می کنم. ویلیام مسلی(پیتر) حالا ۲۰ ساله است و دارد نقش یک جوان ۱۷ یا ۱۸ ساله را بازی می کند. فکر می کنم تنها چیزی که در کتاب در مورد سن شاهزاده کاسپین گفته شده، تنها چیزی که من و اندرو پیدا کردیم، این است که گفته شده «پیتر ابتدا کاسپین را می بیند، پسری تقریبا هم سن خودش». اما در فصل بعدی کتاب می بینید که ناگهان لحن صحبت و نوع سوالاتی که از دکتر کورنلیوس می پرسد دیگر متعلق به نوجوانی ۱۳ ساله نیست. پس فکر می کنم سن مورد نظر ما چیزی حدود ۱۷ سال است.




من هم که چهار سال است دارم همین سن را بازی می کنم. لهجه تلمارینی ندارم. ولی موقع بازی سعی می کنم که لهجه بگیرم. از اول یک مربی مخصوص برای این کار داشتم. خیلی کم پیش آمده که با صدای خودم بازی کنم. فکر می کنم روسی، آمریکایی و با لهجه شمال انگلستان بازی کرده ام. اول دنبال لهجه های مختلف اسپانیایی می گشتیم چون قرار بر این بود. بعد متوجه شدیم که کلی بازیگر ایتالیایی، فرانسوی و مکزیکی داریم. این بود که لهجه تلمارین را انتخاب کردیم که از نظر آهنگ به انگلیسی نزدیک تر است. من قبل از سرجیو (میراز) سر صحنه رفتم. بنابراین این من نبودم که خودم را با او مطابقت دادم. اگر مطابقتی در کار بوده او این فرصت را داشته. ولی قسمت خوب ماجرا این بود که خوشبختانه لهجه هایمان آنقدر شبیه در آمد که مثل اعضای یک خانواده به نظر بیاییم.


ارشیو شده در افتاب

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 25 تیر 1394 ساعت: 13:41
"نارنیا" این‌بار خارج از گنجه لباس؛ درست وسط میدان جنگ

ای.او.اسکات (نیویورک تایمز- May 16, 2008)-  مترجم: امیرحسین یزدان‌پناه


اینجا و در دنیایی واقعی و به دور از سِحر و جادو، دو و نیم سال از سری اول ساخته "والت دیزنی" از داستان "تاریخچه نارنیا" یعنی "شیر، جادوگر و گنجه لباس" ]یا نیارنیا 1[ می‌گذرد. اما در دوروان جنگ‌های انگلستان، جایی که فرزندان "پیوِنسی" دیگر هم‌نشین شیر سخنگو]اصلان[ و جادوگران جنگ نیستند سال‌های بسیار زیادی گذشته‌ است.سری دوم فیلم از جایی آغز می‌شود که در سرزمین نارنیا، پس از گذشت قرن‌ها و درست در زمانی که  "شاهزاده کاسپین" در آستانه بازگشت به قدرت قرارگرفته، همه چیز تغییر کرده است. سلطنت و فرماندهی که پیتر، سوزان، ادموند و لوسی در نارنیا برقرار کرده بودند، سقوط کرده و از جنگلی که در آن  صلح  و صفا و دوستی جریان داشت، دیگر خبری نیست.

زمانی که شخصیت‌های اصلی (با اتکا به حادثه‌ای که به کمک جلوه‌های ویژه در ایستگاهی در لندن روی‌ می‌دهد) به نارنیا وارد می‌شوند، به نظر می‌رسد که دیگر از قالب آن بچه‌های داستان‌های خیالی خارج شده‌اند اما کمی بعد به راحتی می‌توان  نشانه‌های ادبیات دوران رنسانس انگلستان و نویسنده‌ای چون‌ "سی.اس.لوئیس" را مشاهده کرد.در حقیقت باید گفت: نشانه‌های از داستان‌های تراژدی‌ اعصار تیره و تار انگلستان در دوران سلطنت جیمز اول و دوم به خوبی دیده می‌شود.در قلعه‌ای تاریک، در جنگل و بیشه‌زاری سیاه و مخوف، مردانی با چهره‌هایی  نتراشیده و خشن مشغول توطئه چینی و جنگ و نزاع هستند. قتل و خون‌ریزی، خیانت، افشای اسرار، فضای سرشار از وقایع نظامی، کوتوله‌های غیرت‌مند و جنگ‌آور و موش‌هایی پرحرف و وراج به جای مزارع و گاو و گوسفندان سراسر داستان فیلم را فراگرفته‌اند.(اصلان هم درست سر موقع خود را به صحنه نبرد می‌رساند.)

"نارنیا 2" هم از لحاظ بصری و هم به جهت فضای روحی و روانی بسیار تیره‌تر از سری اول آن است.اگرچه از بسیاری از جهات هم قابل قبول به نظر می‌رسد. صحنه‌های خشن، جنگ‌های تن به تن و تعداد زیاد اجساد هرچند خاطر تماشاگران خردسال را می‌آزارد اما احتمالاً  موجب خواهد شد کودکان بزرگ‌تر به دسیسه‌ها و نیرنگ‌های دنیای سیاست پی‌ببرند. استفاده بسیار کم از افکت‌های دیجیتالی در سری اول فیلم به "اندرو آدامسون"کارگردان فیلم و "کارل والتر لیندن لوب" مدیر تصویربرداری اجازه داد تا آن‌ها با ابزار آلات ابتدایی سینما مناظری زیبا از چشم‌انداز‌های نارنیا را به تصویر بکشند. جنگل‌ و بیشه‌های پرپشت و سرسبز و دره‌های عمیق و دیواره‌های صخره‌ای باعث می‌شود تا تصور کنیم، داستان‌های جن و پری از جادوی جهان طبیعت سرچشمه گرفته‌اند.

افسانه‌هایی که از حماسه‌های همراه با خطرات بزرگ ذکر می‌شوند با وجود آن‌که به دنیای خیال و اوهام بیشتر شباهت دارند اما نتیجه مشکلات بشر در عرصه قدرت هستند. آن‌جایی که ظلم و ستم را درکنار ظلم ستیزی می‌توان مشاهده کرد.هرچند "شاهزاده کاسپین" نام شاهزاده‌ای نسبتاً نجیب (با بازی "بن بارنس") است اما بار دراماتیک قصه در حقیقت بردوش مردم معمولی و شخصیتی بدطینت، خطرناک و  کینه‌جو یعنی دایی "کاسپین" به نام "میراز" (با بازی یکی از بزرگ‌ترین هنرپیشه‌های ایتالیایی یعنی "سرجیو کاستلیتو") است. "میراز" نمونه‌ای از پادشاهان غاصب است که در بارگاهش دورویی، تزویر و شرارت موج می زند. او قدرت را از صاحب حقیقی‌اش، یعنی پدر "کاسپین" غصب کرده و در صدد است با ازبین بردن شاهزاده "کاسپین" حکومت را به فرزند تازه به دنیا آمده خود بسپارد.در این میان و با تولد این فرزند پسر، "کاسپین" به یک باره از صحنه قدرت بیرون رانده می‌شود.

"شاه ادموند" (با بازی اسکندر کی‌نِس)،"ملکه لوسی" (با بازی جورجی هِنلِی)، "ملکه سوزان" (با بازی آنا پاپ‌لِوِل) و "پیتر بزرگ" (با بازی ویلیام موسِلی) که شخصیت‌های اصلی داستان هستند از حمایت کوتوله‌هایی بد اخلاق، موش‌هایی پر سروصدا و پرحرف، مبارزان نارنیایی و درختانی که به طور موقت در خواب بسر می‌برند، برخوردارند. با بازگشت این فرمان‌روایان به نارنیا و پیوستن به "شاهزاده کاسپین" آن‌ها به قلعه "میراز" هجوم می‌آورند و "ترامکین" معلم "کاسپین" (با بازی پیتر دینک‌لاج) را از زندان آزاد می‌کنند.

با این وجود چه چیز سبب می‌شود که یک فیلم جنگی که سراسر آن پر است از سکانس‌هایی با ادوات سنگین نظامی، موسیقی‌ای خوفناک، تیرهایی رقصان در آسمان و چکاچک شمشیرها از حالت یکنواختی خارج شود؟ اصلاً آیا این اتفاق افتاده است؟ صحنه‌های سنگین نبرد  که با هزینه‌های بالایی هم تهیه شده‌اند بظاهر انتظار مخاطب عام را برطرف می‌کند اما نکته مهم همین جاست زیرا  این همان چیزی است که یکنواختی فیلم و خستگی  بیننده  را سبب می‌شود بی آنکه کارگردان به‌طور کامل بر آن غلبه کرده باشد.هرچند "کریستوفر مارکوس" و "استفان مک‌فیلی"، دو فیلم‌نامه نویس "نارنیا 2"، سعی کرده‌اند با گنجاندن دیالوگ‌هایی با درون‌مایه طنز از شدت سنگینی داستان بکاهند.

شخصیت‌های اصلی که کج خلقی‌های خواهر و برادرانه و رنجش‌های آن‌ها باعث پویایی و تاحدودی ایجاد نشانه‌هایی از پیچیدگی‌های روان‌شناسانه در سری اول داستان "نارنیا" شده بودند، در سری دوم یکنواخت و بی تحرک شده‌اند. به نحوی که آن‌ها از همان ابتدا در قالب قهرمانانی فرو رفته‌اند که انگار کارشان همین است!

فیلم ساز درنسخه سینمایی "داستان نارنیا" از کنار بسیاری از نمادها و تمثیل‌های پیدا و پنهانی که "لووئیس" در کتاب خود آورده به سادگی عبور کرده است.

افسانه‌های خیروشر که در سرزمین هایی افسانه‌ای با ساکنانی خیال انگیز روی می‌دهد این روزها در همه جا یافت می‌شوند.

و نکته آخر هم این‌که قهرمانان "داستان نارنیا" می‌توانند به راحتی در انتهای هر اپیزود به خانه خود در لندن  برگردند. اما در شرایط کنونی جهان و گسترش روزافزون جمعیت کره خاکی، بعید است مخاطبان فیلم تمایلی به ترک سرزمین "نارنیا" داشته باشند.
نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت: 21:31






نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت: 21:21

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: سه‌شنبه 16 تیر 1394 ساعت: 16:23

Love this quote!



شما ها باید شاد باشید.


سی اس لوئیس


اسب و آدمش

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: سه‌شنبه 16 تیر 1394 ساعت: 16:19
Inspiring words from Prince Caspian!

من باید در مورد آن فکر  کنم، من فقط باید آن را انجام دهم.

سی اس لوئیس

شاهزاده کاسپین
نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 11 تیر 1394 ساعت: 20:33




نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 11 تیر 1394 ساعت: 14:07

اینم یه عکس پیتر و ادموند پونسی و اوستاس اسکراب



نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 11 تیر 1394 ساعت: 14:02
سی اس لوئیس خالق قصه‌های نارنیا یکی از محبوب ترین نویسندگان جهان هم برای داستان‌های کودکان و هم برای آثار مذهبی مسیحی‌اش است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندیپندنت، کلایو استیپلز لوئیس یکی از غول‌های متفکر قرن بیستم و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان دوران خود بود. او تا سال 1954 استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه آکسفورد بود و بعد از آن زمان به عنوان رییس ادبیات قرون وسطی و رنسانس دانشگاه کمبریج انتخاب شد و این جایگاه را تا زمان بازنشستگی‌اش حفظ کرد.

گزارش شده که تنها 30 نفر در مراسم تدفین این نویسنده بزرگ شرکت داشتند. مرگ او درست در روز ترور رییس‌جمهور جان اف کندی یعنی بیست و دوم نوامبر سال 1963 رخ داد و در نتیجه رسانه‌های دنیا، از جمله بریتانیا، همه پر از خبر درگذشت رییس‌جمهور ایالات‌متحده شدند و این به این معنی بود که خبر مرگ لوئیس تا بعد از انجام مراسم خاک‌سپاری اش اعلام نشد.

لویس بیش از 30 کتاب نوشت که به او اجازه می‌داد با گستره بزرگی از مخاطبان ارتباط برقرار کند و آثار او امروزه هم هنوز هزاران خواننده را هر سال به خود جذب می‌کنند. از محبوب‌ترین و متفاوت‌ترین آثار او می‌توان به Mere Christianity، Out of the Silent Planet، The Great Divorce، The Screwtape Letters و مجموعه کلاسیک شناخته‌شده در سطح بین‌المللی یعنی «داستان‌های نارنیا» اشاره کرد. تا به امروز کتاب‌های مجموعه «نارنیا» بیش از 100 میلیون نسخه فروخته‌اند و تبدیل به سه فیلم سینمایی بزرگ شده‌اند.

دایانا پاولاک گایلر استاد رشته انگلیسی دانشگاه آزوسا پاسیفیک لیستی از حقایق را درباره لویس جمع‌آوری کرده که همه باید درباره سی‌اس لوئیس بدانند:

1. لوئیس در شمال ایرلند و خارج از بلفاست به دنیا آمد و در تمام طول زندگی‌اش با اصلیت ایرلندی‌اش ارتباط نزدیکی داشت.

2. لوئیس خنده‌ای بلند و حلقه‌ای بزرگ از دوستان داشت. او مردی صمیمی با حس شوخ طبعی گرم بود.

3. او در کالج مگدالن و آکسفورد به تدریس انگلیسی می‌پرداخت و بعضی از بهترین کتاب‌هایش کتاب‌های نقد ادبی هستند.

4. یکی از اولین آرزوهای لوئیس تبدیل شدن به یکی از بزرگترین شاعران نسل خود بود و او در نوشتن شعرهایش تلاش بسیار می‌کرد و بعضی از آن‌ها را حتی بعد از اینکه به چاپ رسیدند،  بازنویسی می‌کرد.

5. بیشتر چیزهایی که لوئیس می‌نوشت در پاسخ به درخواست یک شخص یا عمل به پیشنهاد یا تشویق فردی دیگر بود.

6. لوئیس عمیقا به مردم اهمیت می‌داد. او بخش بزرگی از درآمد خود را به مردم نیازمند اعطا می‌کرد و صدها نامه دست‌نویس در پاسخ به تمام کسانی که با او ارتباط برقرار می‌کردند، نوشت. او این کار را تا تنها چند روز پیش از مرگ خود و زمانی که بسیار مریض بود نیز انجام ‌داد.

7. لوئیس محققی بزرگ بود. کتاب‌های آکادمیک او هنوز هم جزو خواندنی‌های ضروری در آکسفورد و کمبریج هستند. این دسته کتاب‌های او سخت و شامل بحث‌های پیچیده و بخش‌هایی ترجمه‌نشده از زبان‌های یونانی، لاتین، انگلیسی قدیمی، اسکاندیناویایی و غیره می‌شوند.

8. لوئیس ارتباط مردمی نیز داشت. طی جنگ جهانی دوم بی‌بی‌سی از او درخواست کرد تا در چندین برنامه رادیویی شرکت کند تا برای تمام مردم بریتانیا توضیح دهد که مسیحیت چیست (که این‌ها بعدا تبدیل به کتاب محبوبش «Mere Christianity» شدند). او کتاب‌های فانتزی کودکان نوشت که هنوز هم توسط پیر و جوان خوانده می‌شوند و پر از شخصیت‌هایی هستند که نشانگر دید وسیع لوئیس درباره مردم عادی است.

9. او به عنوان یک معلم هم به شدت محبوب شاگردانش بود. سخنرانی‌های او در آکسفورد درباره ادبیات قرون وسطی چنان بودند که در سالن تنها جای ایستادن وجود داشت و دانشجویان حتی روی پنجره‌ها هم می‌نشستند. اما بعضی از استادها از محبوبیت او نفرت داشتند؛ به طور مثال استادان الهیات از اینکه لوئیس وارد حوزه آکادمیک آن‌ها می‌شد – آن هم با موفقیت بیشتر – خوشحال نبودند. دیدگاه‌های ارتدوکس مسیحی او هم دوستان زیادی را برایش به ارمغان نیاورد. به همین دلایل بود که لوئیس هیچ‌وقت یک مقام رسمی آکادمیک در آکسفورد به دست نیاورد، اما این اتفاق بالاخره در کمبریج افتاد.

10. لوئیس خودش را به عنوان یک دایناسور توصیف می‌کرد. او در رشته فلسفه باستانی تعلیم دیده بود و مسیر حرفه‌ای شغلی خود را در مطالعات قرون وسطی و رنسانس دنبال ‌کرد. او نحوه تفکر کلاسیک را از تمامی جهات برتر از تفکر مدرن می‌دانست و از هر فرصتی که می‌توانست برای نشان دادن این مهم استفاده می‌کرد.
نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: پنج‌شنبه 11 تیر 1394 ساعت: 13:55

بن بارنز" از نمایشنامه "تاریخچه پسران" تا بازی در فیلم پرفروش "شاهزاده کاسپین"


به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ "بن بارنز" هنرپیشه انگلیسی در مصاحبه با خبرنگاران در نیویورک گفت: زمانی که در نمایشنامه "تاریخچه پسران" بازی می کردم یک نفر از بخش انتخاب بازیگران بازی من را در این نمایشنامه مشاهده کرد و از من خواست تا در فیلم "شاهزاده کاسپین" بازی کنم و من پس از دو روز پیشنهاد وی را قبول کردم.


من فکر می کنم که یک صحنه از فیلمنامه را خواندم و سپس کارگردان این فیلم از من خواست تا در یک صحنه به طور آزمایشی بازی کنم و یک هفته بعد صحنه ای از فیلم را با "اندرو آدامسون" و "مارک جانسون" به صورت آزمایشی بازی کردم و سه یا چهار هفته بعد سوار بر اسبی در نیوزلند بودم.


با اینکه در مجوعه اول این فیلم ایفای نقش نکردم اما بازی در " وقایع نگاری نارنیا ۲" به دلیل اینکه ستاره های این فیلم واقعا صمیمی هستند برایم مشکل نیست .بر اساس این گزارش "جورجیا هنلی" ، "اسکندار کینز" ، "ویلیام مسلی" و "آنا پاپلول" در "شرح وقایع نارنیا ۱" ایفای نقش کرده بودند.


این گزارش افزود: "شرح وقایع نارنیا: شاهزاده کاسپین" در صدر پر فروش ترین فیلم هالیوود قرار دارد و توانست ۵۶.۵ میلیون دلار فروش کند و بر رقیب خود "مرد آهنی" غالب شد.


آرشیو شده در آفتاب

نویسنده: فاطمه تاجیک
تاریخ: چهارشنبه 10 تیر 1394 ساعت: 13:13






نارنیایی ها به شهر آمدند.



   1       2       3       4       5